پاسخ یک دیپلمات به چند سوال پرتکرار؛
ایران چقدر به حزبالله پول میدهد؟/ آیا افایتیاف مانع کمک به جبهه مقاومت میشود؟
حمیدرضا دهقانی پوده، دیپلمات معتقد است که میزان حمایت مالی ایران از حزبالله به میزانی نیست که در تبلیغات مطرح میشود. همچنین او به مخالفان پیوستن به اف ای تی اف نیز یادآوری میکند که حتی مبالغ پولی که باید به سفارتخانههای ایران در کشورهای مختلف ارسال شود، از نظام بانکی استاندارد انجام نمیشود.
بحث حمایت مالی ایران از حزبالله سالهاست که در رسانههای خارج از کشور منتشر میشود و حتی در مواردی که داخل کشور بحرانی پیش آمده گروهی ضربالمثل «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» را در شبکههای اجتماعی دست به دست میکنند. بدون شک این ابهام از عدم شفافیت در این حوزه نشات گرفته و طبیعی است مردمی که با مشکلات ریز و درشت اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، نسبت به هزینه کرد درآمدهای نفتی کشور حساس باشند. از سوی دیگر برخی مخالفان پیوستن به استانداردهای اف ای تی اف نیز همین موضوع حمایت از جبهه مقاومت را بهانه کردهاند. اینهم به نگرانیهای مردم بیش از ئیش دامن میزند.
حمیدرضا دهقانی پوده، دیپلمات و سفیر پیشین ایران در قطر معتقد است که میزان حمایت مالی ایران از حزبالله به میزانی نیست که در تبلیغات مطرح میشود. همچنین او به مخالفان پیوستن به اف ای تی اف نیز یادآوری میکند که حتی مبالغ پولی که باید برای سفارتخانههای ایران در کشورهای مختلف تبادل شود، از نظام بانکی استاندارد انجام نمیشود.
به نظر میرسد به دلیل تحریمها و نپیوستن به اف ای تی اف مسیر سخت انتقال چمدانی در روابط ایران هنوز رواج دارد.
این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
بخشی از منتقدان و اپوزیسیون خارج از کشور در مورد جبهه مقاومت و به ویژه جنبش حزب الله این نگاه را دارند که ایران هرچه درآمد از پول نفت به دست می آورد، به حزبالله میفرستد. از این بحث میخواهم دو سوال شفاف بپرسم. اولا منابع مالی و اقتصادی جنبش حزب چیست؟ بالاخره این همه سلاح و تجهیزات نیاز به پول دارد. دوم این که نگاه آقای نصرالله به ایران چه بود؟ آیا به ایران به عنوان منبع مالی نگاه میکرد یا کشوری که در جریان مقاومت و مبارزه با اسراییل همراه است؟
درمورد سوال دوم، ایشان صریحا در سخنرانیهای خود اعلام میکرد که ما نظریه ولایت فقیه را پذیرفته ایم و نظریه ولایت فقیه یعنی از این ساختار جدا نیستیم. میگویند ما مزدور ایران نیستیم و پیوندی ایدئولوژیک با این ساختار داریم که در راس آن ولی فقیه است و ناگسستنی است. به ایران و جمهوری اسلامی به عنوان یک هم پیمان نگاه میکرد و به رهبری انقلاب اسلامی به عنوان رهبری خود نگاه میکرد. به هیچ وجه نگاه مادی و موقتی و گذرا نداشت. یک نگاه استراتژیک و اعتقادی و هم پیمانی استراتژیک و اعتقادی بود.
در کنار این هم پیمانی و نزدیکی استراتژیک، حمایت مالی از سوی ایران به حزبالله انجام می شود؟
می دانید که لبنان ۵ میلیون نفر جمعیت دارد. احتمالا آمار لبنانیهای خارج از کشور هم به حدود ۲۰ میلیون نفر میرسد. لبنانیهای خارج از کشور، مخصوصا شیعیان و مسلمانان به طور کلی، از نظر مالی و موارد دیگر، حزب الله را حمایت میکردند. ولی در سالهای اخیر مقداری به خاطر بحث فشارهایی که آمریکا وارد میکرد تا {بازوهای} مالی آنها را محدود کنند، مقداری سختتر شده بود. ولی آنها روشهای خود را داشتند. جزئیاتش را نمیدانم. ولی میدانم که در کشورهای دیگری که میرفتیم و لبنانیهایی بودند، این لبنانیها به هر صورت از مقاومت حمایت میکردند. دوم، یک سری مسلمانها و به ویژه شیعیان غیر لبنانی بودند که در سراسر دنیا بودند که خیلیهایشان خیلی ثروتمند بودند. مثلا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا و افریقا جزو ثروتمندان بودند. در آفریقا برخیهایشان مسئولیتهایی داشتند یا در کشورهای خلیج فارس و عراق، شیعیانی بودند و این شیعیان هم جزو کسانی بودند که از حزبالله حمایت میکردند. در عین حال جمهوری اسلامی هم کمک میکرد. ولی آن قدر که بیان میشود، با واقعیت متفاوت است. آنهایی که تلاش میکنند موضوع حمایت مالی ایران را بزرگنمایی کنند، بیشتر دنبال ایجادکردن این تصویر هستند که حزبالله بخشی از ارتش، سپاه و نیروی مسلح ایرانی است و اینها دارند پول برایشان خرج میکنند و حزبالله را به عنوان یک گروه مسلحی مانند بلک واتر یا واگنرها در روسیه میدانند که مثلا در مقابل پول کار میکنند. به هیچ وجه اینطور نیست. حتی برخی در این تحولات از این قبیل حرفها زدند که حزب الله نابود یا تضعیف شده است و در نتیجه سیستم دفاعی ایران هم تضعیف شده است. من در هر دو تشکیک میکنم. حزب الله نابود نشده است. میبینیم که برای آتش بس، اسراییل با همین حزب الله مذاکره کرد و... این به معنای لطمه نخوردن و ضربه نخوردن نیست. آقای نصرالله و آقای هاشم صفی الدین از بین ما رفتند و این ضربه است. ولی میخواهم بگویم هر دو گزاره تمام نیست. نادرست است. اولا حزب الله تمام نشده است. ثانیا مقاومت در لبنان درست نشده تا جزیی از ساختار دفاعی ما باشد. بلکه مقاومت در آن جا درست شده و لبنانیها البته با کمک ما و همراهی ما اقدام کردند تا از خودشان دفاع کنند. نظری بود در مورد حضور نیروهای ایرانی در لبنان که امام آن را تصحیح کرد. امام خمینی فرمود که برگردید. ارتش و سپاه برگشت. این برگشتن، به نظر من یعنی برگشتن نیروی مستقیم ایران از آن جا. این نیروی مستقیم نباید جوری تعریف شود که فقط شناسنامهاش تغییر کند. یعنی نیروی مستقیمی که شناسنامه ایرانی دارد نداشته باشیم، ولی نیروی مستقیمی داشته باشیم که شناسنامهاش ایرانی نباشد. لبنانی باشد. امام منظورش این بود که نمیتوانید مجموعه ای را در آن جا حمایت و پشتیبانی کنید، در حالی که آنجا دولت و مرز دارد و بین ما و آن جا چند مرز است. نمیشود این کار را کرد. بنابراین این نظریه را امام تصحیح کرد. امام از اول هم نظرش نبود. بدون نظر امام رفته بودند. ولی به امام اطلاع دادند، این نظر را تصحیح کرد. بنابراین این مجموعه، مجموعه خط مستقیم ما نیست. این مجموعهای لبنانی است و در لبنان اصالت دارد و به دنبال آزادی سرزمین لبنان و حمایت از فلسطین است و به قواعد لبنان پایبند بوده است. هیچوقت مرزهای لبنان و ساختار لبنان را زیر پا نگذاشته است. حزبالله در چارچوب نظریه بازدارندگی لبنان تعریف میشود، نه در چارچوب بازدارندگی ایران.
میتوانیم بگوییم ایران چه درصدی از کل حمایت مالی از حزب الله را برعهده دارد؟
پاسخ این سوال را کسی میتواند بدهد که یا پول را میگیرد یا میدهد. من در هیچ کدامش نبوده ام.
در ایران گروهی از مخالفین پیوستن به fatf یکی از بهانه هایشان این است که اگر به fatf بپیوندیم، امکان حمایت مالی از حزب الله و جریان مقاومت را از دست میدهیم. میدانم که کار اقتصادی دیپلماسی نمیکنید و این بحث هم به حوزه کار تخصصیتان بی ارتباط است ولی احتمالا روی آن تعمق کردهاید. پاسخ شما به این گروه چیست؟
این گزاره درست نیست. مگر حمایت ما از مقاومت از طریق نظام بانکی انجام میشود؟ ما حتی سفارتخانههای خودمان در خارج از کشور را از طریق نظام بانکی نمیتوانیم حمایت کنیم.
منظورتان سفارتخانههای ما در کل جهان یا در منطقه است؟
هیچ کجا. ما حتی سفارتخانههایمان را هم با وضعیت تحریمی نمیتوانیم از طریق کلاسیک و نظام بانکی حمایت کنیم. چه برسد به بقیه.
نظر شما