جنایت مسلحانه به خاطر پیامک های زشت!


15 اسفند 1397 - 09:48
جوان 26 ساله ای که قصد داشت زهر چشمی از عامل ارسال پیامک های زشت بگیرد، در جنایتی مسلحانه مرد 41 ساله ای را در فروشگاه موادغذایی به قتل رساند که نقشی در ماجرای ارسال پیامک ها نداشت!

به گزارش مشهدفوری، صبح پنج شنبه بیست و نهم اردیبهشت سال 95 در حالی که خورشید انوار طلایی خود را بر فراز روستای هندل آباد مشهد گسترده بود، تعدادی از اهالی روستا نیز طبق معمول زیر سایه دیواری بلند در نزدیکی دو فروشگاه موادغذایی نشستند تا کنار یکدیگر ساعات خوشی را بگذرانند، اما هنوز گرم گفت وگو نشده بودند که ناگهان صدای برق آسای انفجار گونه ای، چشم های آنان را به سوی فروشگاه موادغذایی خیره کرد. در این میان، یکی از اهالی سکوت حیرت انگیز دیگران را شکست و گفت: «حتما کابل های برق داخل فروشگاه اتصالی دارد!» اما با خروج دو برادر خون آلود از داخل فروشگاه، اهالی سایه نشین وحشت زده به سوی مجروحانی دویدند که هدف اصابت ضربه چاقو قرار گرفته بودند.

هنوز چشمان حیرت زده اهالی به دنبال سرنخی از این ماجرا بود که جوان 24ساله ای به نام «علی» که سلاح شکاری را در دست می فشرد، از فروشگاه خارج شد و با موتورسیکلت گریخت. چند نفر از سایه نشین ها وقتی داخل مغازه رفتند، با صحنه وحشتناک دیگری رو به رو شدند. مرد 41ساله دیگری نیز که آثار گلوله روی بدنش نمایان بود، پشت پیشخوان فروشگاه قرار داشت. دقایقی بعد با کمک اهالی روستا، سه جوان مجروح به بیمارستان شهیدهاشمی نژاد مشهد منتقل شدند اما تلاش پزشکان برای نجات جان مرد 41ساله به نتیجه نرسید و او بر اثر عوارض ناشی از اصابت گلوله جان خود را از دست داد.

با گزارش این حادثه مرگبار بلافاصله قاضی سیدجواد حسینی (قاضی ویژه قتل عمد در زمان حادثه) به همراه عوامل بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی، عازم روستای هندل آباد در حدود 40کیلومتری مشهد شد. آثار خون های ریخته شده در محل حکایت از درگیری خونینی داشت که یکی از گلوله ها نیز به مایع 4لیتری ظرف شویی داخل فروشگاه اصابت کرده بود. بررسی های مقدماتی مقام قضایی نشان می داد، متهم به سمت کوه های اطراف روستا گریخته است بنابراین، گروهی از مأموران به سوی کوه رفتند اما خبری از متهم فراری نبود.

عقربه های ساعت به نیمه شب نزدیک می شد که کارآگاهان دریافتند متهم به یکی از روستاهای اطراف کلات متواری شده است، بنابراین گروهی از نیروهای انتظامی نیز عازم روستای مذکور شدند اما متهم قبل از رسیدن مأموران، مخفیگاه خود را تغییر داده بود.

متهم این پرونده جنایی که به شهرهای مختلف گریخته بود دوباره مخفیانه و با همکاری افراد دیگری وارد مشهد شد و با اجاره یک منزل در توس 65 به زندگی پنهانی خود ادامه داد تا این که کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرهنگ سلطانیان (رئیس دایره قتل عمد) و با صدور دستورات ویژه ای از سوی قاضی کاظم میرزایی که ادامه رسیدگی به این پرونده جنایی را به عهده داشت به ردیابی های تخصصی پرداختند و به سرنخ هایی رسیدند که نشان می داد متهم در مشهد مخفی شده است بنابراین گروه ویژه عملیاتی پلیس، در یک اقدام هماهنگ و با کسب مجوزهای قضایی او را در دقایق اولیه بامداد روز گذشته و در مخفیگاهش دستگیر کردند. در بازرسی از مخفیگاه این متهم 26 ساله مجرد مقادیری مشروبات الکلی نیز کشف شد.

وی که روز گذشته در شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد مقابل میز عدالت قرار گرفته بود در تشریح ماجرا به قاضی میرزایی گفت: از حدود پنج ماه قبل از وقوع قتل، فردی به نام «ح – ر» از طریق ارسال پیامک های زشت به همسر برادرم توهین می کرد. به همین دلیل ما شکایتی را در دادسرا مطرح کردیم ولی عاقبت این پیگیری ها به نتیجه نرسید تا این که تصمیم گرفتم او را بترسانم. ساعت 8 صبح بیست و نهم اردیبهشت سال 95 اسلحه شکاری دو لول را که از افراد ناشناس خریده بودم برداشتم و به سمت فروشگاه مواد غذایی آن فرد که در بالای روستای هندل آباد بود رفتم اما داماد آن ها که «علی – الف» نام داشت نیز آن جا بود.

در یک لحظه گلوله شلیک شد و به علی برخورد کرد، در حین فرار با «ح – ر» و فرد دیگری هم درگیر شدم ولی در نهایت با آن که با آجر ضربه ای به سرم خورده بود موفق به فرار شدم. متهم جنایت مسلحانه ادامه داد: من در این باره به برادرم چیزی نگفتم چون می خواستم به تنهایی او را بترسانم.

البته قبل از این ماجرا با «ح- ر» صحبت کردم اما او گفت: هر غلطی نکردی بکن! من با افراد دیگر کاری نداشتم فقط قصدم «ح- ر» بود که پیامک های زشت را می فرستاد!وی در پاسخ به این سوال که هزینه زندگی مخفیانه را چگونه تامین می کردی؟ نیز گفت: برخی از روزها سرکار می رفتم!
 

جوان 26 ساله ای که قصد داشت زهر چشمی از عامل ارسال پیامک های زشت بگیرد، در جنایتی مسلحانه مرد 41 ساله ای را در فروشگاه موادغذایی به قتل رساند که نقشی در ماجرای ارسال پیامک ها نداشت!

پایگاه خبری خبرفردا (khabarfarda.com)

15 اسفند 1397 - 09:48

به گزارش مشهدفوری، صبح پنج شنبه بیست و نهم اردیبهشت سال 95 در حالی که خورشید انوار طلایی خود را بر فراز روستای هندل آباد مشهد گسترده بود، تعدادی از اهالی روستا نیز طبق معمول زیر سایه دیواری بلند در نزدیکی دو فروشگاه موادغذایی نشستند تا کنار یکدیگر ساعات خوشی را بگذرانند، اما هنوز گرم گفت وگو نشده بودند که ناگهان صدای برق آسای انفجار گونه ای، چشم های آنان را به سوی فروشگاه موادغذایی خیره کرد. در این میان، یکی از اهالی سکوت حیرت انگیز دیگران را شکست و گفت: «حتما کابل های برق داخل فروشگاه اتصالی دارد!» اما با خروج دو برادر خون آلود از داخل فروشگاه، اهالی سایه نشین وحشت زده به سوی مجروحانی دویدند که هدف اصابت ضربه چاقو قرار گرفته بودند.

هنوز چشمان حیرت زده اهالی به دنبال سرنخی از این ماجرا بود که جوان 24ساله ای به نام «علی» که سلاح شکاری را در دست می فشرد، از فروشگاه خارج شد و با موتورسیکلت گریخت. چند نفر از سایه نشین ها وقتی داخل مغازه رفتند، با صحنه وحشتناک دیگری رو به رو شدند. مرد 41ساله دیگری نیز که آثار گلوله روی بدنش نمایان بود، پشت پیشخوان فروشگاه قرار داشت. دقایقی بعد با کمک اهالی روستا، سه جوان مجروح به بیمارستان شهیدهاشمی نژاد مشهد منتقل شدند اما تلاش پزشکان برای نجات جان مرد 41ساله به نتیجه نرسید و او بر اثر عوارض ناشی از اصابت گلوله جان خود را از دست داد.

با گزارش این حادثه مرگبار بلافاصله قاضی سیدجواد حسینی (قاضی ویژه قتل عمد در زمان حادثه) به همراه عوامل بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی، عازم روستای هندل آباد در حدود 40کیلومتری مشهد شد. آثار خون های ریخته شده در محل حکایت از درگیری خونینی داشت که یکی از گلوله ها نیز به مایع 4لیتری ظرف شویی داخل فروشگاه اصابت کرده بود. بررسی های مقدماتی مقام قضایی نشان می داد، متهم به سمت کوه های اطراف روستا گریخته است بنابراین، گروهی از مأموران به سوی کوه رفتند اما خبری از متهم فراری نبود.

عقربه های ساعت به نیمه شب نزدیک می شد که کارآگاهان دریافتند متهم به یکی از روستاهای اطراف کلات متواری شده است، بنابراین گروهی از نیروهای انتظامی نیز عازم روستای مذکور شدند اما متهم قبل از رسیدن مأموران، مخفیگاه خود را تغییر داده بود.

متهم این پرونده جنایی که به شهرهای مختلف گریخته بود دوباره مخفیانه و با همکاری افراد دیگری وارد مشهد شد و با اجاره یک منزل در توس 65 به زندگی پنهانی خود ادامه داد تا این که کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرهنگ سلطانیان (رئیس دایره قتل عمد) و با صدور دستورات ویژه ای از سوی قاضی کاظم میرزایی که ادامه رسیدگی به این پرونده جنایی را به عهده داشت به ردیابی های تخصصی پرداختند و به سرنخ هایی رسیدند که نشان می داد متهم در مشهد مخفی شده است بنابراین گروه ویژه عملیاتی پلیس، در یک اقدام هماهنگ و با کسب مجوزهای قضایی او را در دقایق اولیه بامداد روز گذشته و در مخفیگاهش دستگیر کردند. در بازرسی از مخفیگاه این متهم 26 ساله مجرد مقادیری مشروبات الکلی نیز کشف شد.

وی که روز گذشته در شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد مقابل میز عدالت قرار گرفته بود در تشریح ماجرا به قاضی میرزایی گفت: از حدود پنج ماه قبل از وقوع قتل، فردی به نام «ح – ر» از طریق ارسال پیامک های زشت به همسر برادرم توهین می کرد. به همین دلیل ما شکایتی را در دادسرا مطرح کردیم ولی عاقبت این پیگیری ها به نتیجه نرسید تا این که تصمیم گرفتم او را بترسانم. ساعت 8 صبح بیست و نهم اردیبهشت سال 95 اسلحه شکاری دو لول را که از افراد ناشناس خریده بودم برداشتم و به سمت فروشگاه مواد غذایی آن فرد که در بالای روستای هندل آباد بود رفتم اما داماد آن ها که «علی – الف» نام داشت نیز آن جا بود.

در یک لحظه گلوله شلیک شد و به علی برخورد کرد، در حین فرار با «ح – ر» و فرد دیگری هم درگیر شدم ولی در نهایت با آن که با آجر ضربه ای به سرم خورده بود موفق به فرار شدم. متهم جنایت مسلحانه ادامه داد: من در این باره به برادرم چیزی نگفتم چون می خواستم به تنهایی او را بترسانم.

البته قبل از این ماجرا با «ح- ر» صحبت کردم اما او گفت: هر غلطی نکردی بکن! من با افراد دیگر کاری نداشتم فقط قصدم «ح- ر» بود که پیامک های زشت را می فرستاد!وی در پاسخ به این سوال که هزینه زندگی مخفیانه را چگونه تامین می کردی؟ نیز گفت: برخی از روزها سرکار می رفتم!
 

خبرفردا در شبکه های اجتماعی
khabarfarda in social networks
اخبار مرتبط
نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.